نظرسنجی

محبوب ترین تیم فوتبال ایران چه تیمی است ؟

نویسندگان
آمار بازدید
کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :
درباره ما

ایرانی هر کجا باشد سر افراز و پیروز است
ایجاد کننده وبلاگ : حامی حامی









نویسنده: حامی حامی |
13 شهریور 89 |

نگران نباش عزیزم، این برای همه پیش میاد!

اکثر مردان در مرحله ای از زندگیشان موقتاً دچار  ناتوانی جـنـسی می شـوند و اکثر زنان نیز از این موضوع مطـلع هـسـتند.  با  این حال این مـساله بـدان مـعنا نیست که همسر شما  شاکی و دلـخور نمی شود.  این دروغ  یـکـی از چـنـدیـن دروغ جنـسـی میباشد که زنان بـرای جریـحه دار نشدن احساسات همـسرشان بـه آنـها مـی گویند، دروغهایی که خوشبختانه مضر نیستند. در نـهایت حتـی اگر شـما برای همسرتان یک شریک جنسـی ایـده آل نـباشـید، هـمسرتـان از بین همه مردان  شما را انتخاب کرده بدون اینکه خـوب یا بد بودن آمیزش برایش فرقی داشته باشد.



برچسب ها : دروغ , شوهر , زن , دروغ شوهر , دروغ مرد , دروغ زن , همسر , ازدواج , نامزدی , عشق , دوست داشتن , تهمت , هوو , زن دوم , دوست دختر ,



می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه ی شرکت کنندگان تعیین شده بود، دکتر مصدق رفت و به نمایندگی هیات ایران روی صندلی نماینده انگلستان نشست.


قبل از شروع جلسه، یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای نماینده هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست، اما پیرمرد توجهی نكرد و روی همان صندلی نشست..





برچسب ها : مصدق , انگلیس , ایران , استعمار , ملی شدن نفت , نفت , لاهه , ماجرای ملی شدن نفت , ملی شدن ,


نویسنده: حامی حامی |
8 تیر 89 |


اون (دختر) رو تو یک مهمونی ملاقات کرد. خیلی برجسته بود، خیلی از پسرها دنبالش بودند در حالیکه او (پسر) کاملا طبیعی بود و هیچکس بهش توجه نمی‌کرد.

آخر مهمانی، دختره رو به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش رو قبول کرد.

توی یک کافی شاپ ناز نشستند، پسر عصبی تر از اون بود که چیزی بگه، دختر احساس راحتی نداشت و با خودش فکر می کرد،  "خواهش می کنم اجازه بده برم خونه…"

یکدفعه پسر پیش خدمت رو صدا کرد، "میشه لطفا یک کم نمک برام بیاری؟
می‌خوام بریزم تو قهوه ام." همه بهش خیره شدند، خیلی عجیبه! چهره اش قرمز شد اما اون نمک رو ریخت توی قهوه اش و اونو سرکشید.

دختر با کنجکاوی پرسید، "چرا این کار رو می کنی؟" پسر پاسخ داد، "وقتی پسر بچه کوچیکی بودم، نزدیک دریا زندگی می‌کردم، بازی تو دریا رو دوست داشتم، می‌تونستم مزه دریا رو بچشم مثل مزه قهوه نمکی. حالا هر وقت قهوه نمکی می‌خورم به یاد بچگی‌ام  می‌افتم، زادگاهم، برای شهرمون خیلی دلم تنگ شده، برا والدینم که هنوز اونجا زندگی می‌کنند." همینطور صحبت می‌کرد، اشک از گونه‌هاش سرازیر شد.




برچسب ها : داستانک , داستان آموزنده , قهوه , قهوه نمکی ,








آخرین مطالب

» تک عکس های جدید بازیگران زن ( 1 اردیبهشت 94 )
» عکس های جدید و جذاب هدی زین العابدین ( 1 اردیبهشت 94 )
» عکس های دیدنی رز رضوی ( 29 شهریور 93 )
» عکس های جدید مهسا کامیابی ( 29 شهریور 93 )
» تک عکس های جدید بازیگران زن ( 29 شهریور 93 )
» بهترین ها ( 2 خرداد 93 )
» دانلود آهنگ جدید رضا اعتمادی به نام نگو نه ( 16 اسفند 92 )
» دانلود آهنگ جدید آراد آریا به نام فوق العاده ( 16 اسفند 92 )
» دانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام قهوه ( 16 اسفند 92 )
» دانلود آهنگ جدید ندیم به نام بمون بخاطرم ( 16 اسفند 92 )


صفحات سایت

آرشیو
تگ های سایت
لینکدونی
صفحات
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات